سال نو بر همگي مبارك. اميدوارم اين سال از همه سالهاي زندگيتون بهتر باشه و زيبايي و شادي و موفقيت به همراه داشته باشه. ![]()
![]()
اكثر دوستاني كه در ايران زندگي جمعه شبها با سريال يوسف مشغول هستن و تقريبا سريال پرطرفداري در ايران هست. دوستان اون ور آبي رو نمي دونم؟! در دو قسمت پيش زليخا جوان شد و كاهنان معبد آمون نيز انشگت به دهان گرديدن! در قسمت پيش هم يوسف و زليخا به هم نگاه كردن و بعدش هر جفتشون به اطرافيان گفتن كه ما كلي باهم حرف زديم و شماها قابليت درك اين موضوع رو نداشتين! اما يه مقدار سوال براي بنده پيش آمده به شرح ذيل:
1- اين زليخا چه كاري انجام داد كه خداوند اينگونه در حقش لطف كرد؟ به قول فيلم كه 30 سال دنبال يوسف بود و اون اواخر هم به خدا ايمان آورد!
2- در تاريخ بشريت فردي پيدا نشده كه از زليخا ايمان قوي تر داشته باشه!؟ مثلا امير المومنين ايمان قوي تري داشت يا بانو زليخا؟ پس چرا اميرالمومنين جوان نشد؟
3- من جايي نشنيدم كه افراد مقرب تر از يوسف و زليخا با نگاه, كلي با هم گپ بزنن و آخرش هم فخر بفروشن به اطرافيان كه شماها نمي فهميد! به عنوان مثال جايي نخوندم كه پيامبر(ص) و علي(ع) كه عشق ميان آن دو برخلاف عشق زليخا به يوسف كه زميني بود, عشقي معنوي بود اينگونه سخن بگن. ![]()
لازمه اين نكته رو هم يادآور بشم كه جوان شدن زليخا و خيلي مسائل ديگري كه در اين فيلم هست از نگاه اسلامي مردود است و علماي دين اسلام و شيعه هم كلي انتقاد به اين فيلم وارد دانسته اند. فقط جاي سوال آخر باقي است كه چگونه در مملكتي اسلامي فيلمهاي ساخته مي شود كه خلاف باورهاي مذهبي است!؟ ![]()
سلام به همه ![]()
بالاخره بعد از مدتها جنگ و کلنجار رفتن با مهندسین دارای فوق تخصص در کلیه علوم کامپیوتری و غیره موفق شدم که فعلا دسترسی به وبلاگها رو باز کنم.
اما از شانس خوردم به آخر سال. امیدوارم سال جدید سالی از پر شادی براتون باشه. سالی باشد که تمام تلاشهاتون به ثمر بشینه و یک سال زیبا باشه برای تلاشهای زیبای دیگری. خلاصه یک سال توپ و باحال برای همتون باشه. ![]()
![]()
![]()
پس تا سال جدید به همتون خوش بگذره ![]()
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه ای که دامادهايش به او دارند را ارزيابی کند.
يکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم ميزدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شيرجه رفت توی آب و او را نجات داد.
فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکينگ خانه داماد بود و روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» ![]()
زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» ![]()
نوبت به داماد آخری رسيد.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
اما داماد از جايش تکان نخورد.
او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم؟
همين طور ايستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد. ![]()
فردا صبح يک ماشين بی ام و آخرين مدل جلوی پارکينگ خانه داماد سوم بود که روی شيشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت» ![]()
